|
دفتر عشق مرا آهسته واکن ای عزیز در میان هر ورق قلبی شکسته خفته است سر سبزترین بودم و زردم کردی تبعیدی فصل شوم و دردم کردی من چشم و چراغ این و آن بودم و تو انگشت نما و کوچه گردم کردی سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی آه باران من سراپای وجودم آتش است پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی + نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 2:52 بعد از ظهر توسط *مهدی پورچیت ساز * |
|